حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

416

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

صلح نشد و بسال 376 شرف الدوله از اهواز بواسط راند و آنجا را گرفت ، كسان صمصام - الدوله به دو گفتند بموصل رود و در آنجا مقاومت برادر را درهم بشكند و ميان سپاهيان او كه بيشتر ترك و ديلم بودند نفاق اندازد بعضى ديگر گفتند از عموى خود فخر الدوله كمك خواهد و باصفهان و فارس تاخت برد و در غياب شرف الدوله خزائن وى را تصرف كند تا ناچار بفارس بازگردد و به صلح تن دهد اما صمصام الدوله به رأى ايشان كار نكرد و با تنى چند از خاصان خود بنزد شرف الدوله رفت و او مقدم برادر را عزيز داشت ولى چيزى نگذشت كه او را گرفت و محبوس ببغداد برد و در قصر شفيعى بداشت . اما نزاع دو برادر پايان نپذيرفت كه در بغداد ميان تركان و ديلمان نفاق افتاد و كار بنزاع كشيد و چون غلبه با ديلمان شد بازگشت صمصام الدوله را خواستار شدند ولى شرف الدوله تهديد كرد كه اگر آرام نشوند برادر را خواهد كشت . و بار ديگر ميان ترك و ديلم يگانگى آورد و برادر را بفارس فرستاد و در قلعه‌اى محبوس بداشت . شرف الدوله 372 - 379 و چون قدرت شرف الدوله استقرار يافت طائع مقدم وى را پذيرفت و فيروزى وى را تهنيت گفت و امور دولت را به دو سپرد و عنوان او شاهنشاه شد . شرف الدوله مردى ملايم بود ، وقتى شاعران فيروزى وى را تبريك گفتند و بتعريض از صمصام الدوله سخن آوردند به آنها تعرض كرد . گويند حبس صمصام الدوله بتحريك اطرافيان بود كه از تجديد قدرت او بيم داشتند . دوران شرف الدوله قرين عدالت بود . مصادره اموال را ممنوع داشت خبرچينان را دور كرد و امور دولت را بنظام آورد و آبادانى را تشويق كرد و چون از آشوبهاى پياپى قيمتها بالا رفته بود از راه دريا از ديار فارس غله فراوان آورد و در اين كار مراقبت تمام كرد . شرف الدوله يكى از بزرگان هور را امارت داد و لقب او را مهذب الدوله كرد هور